خط سوم

کرانه گمنام - وب نوشته های فربد نیک اقبالی

دفاع از تاریخ - بخش نخست
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کهگیلویه و بویراحمد ،قوم لر ،ایل بویراحمد ،هویت

دفاع از تاریخ

بخش نخست

"به انصاف و داد قضاوت کنید تا به انصاف و داد قضاوت شوید."

وبلاگ خط سوم - کرانه گمنام ، وب نوشته های فربد نیک اقبالی

وبلاگ قبلی من به نام کرانه گمنام و نیز خود اینجانب بارها و بارها مورد انتقاد ، گله مندی ، ...، هجوم ، فحاشی و تهدید قرار گرفت و در نهایت هم مسدود " ف ی ل ت ر " شد.

اما قضیه چنین بود که در چند پست به بیان برخی رویدادهای تاریخ و گذشته استان کهگیلویه و بویراحمد و ایل بویراحمد پرداختم و از چند تن از شخصیت ها و رجال و بزرگان گذشته ایل بویراحمد نام برده و یاد کرده بودم و نیز یک بخش از آلبوم تصاویر قوم لر و ایل بویراحمد ، مربوط به وبلاگم ، تصاویر و عکس هایی از بزرگان و رجال تاریخی استان و ایل بویراحمد را شامل می شد.

این چند پست و نیز گالری تصاویر و عکس های رجال و بزرگان تاریخی موجب خشم، غضب ، تنفر و عکس العمل شدید ، توام با توهین و تهدید عده ای گردیده بود. اما چـــرا ....؟!


پیش از این بنا بر اصول آزادی بیان و اندیشه و احترام به آراء و اندیشه ها و حس مسئولیت پذیری بارها پاسخی متقن به اینان داده ام.

دیگر بار پس از تاب نیاوردن ایشان و تلاش در مسدودسازی " ف " وبلاگ کرانه گمنام ، نظرات و آراء خود در این باب را می نگارم. امید که دریابند.

نخست اینکه هدف من دفاع یا رد نوع خاصی از سیستم حکومتی یا نظامات اجتماعی نیست.تنها شناخت و بیان بخش و برهه ای از تاریخ و بازیگران عرصه آن دوران می باشد.

لازم و بایسته است که حوادث هر برهه از تاریخ و گذشته و عملکرد و گفتار و رفتار بازیگران عرصه گذشته روزگار اجتماعی ، متناسب با وضعیت عمومی و شرایط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و ... همان عصر و دوران نگریسته و شناخته شود.

"یاد دارم یکی از دوستان در بحثی پیرامون مقایسه و سنجش شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی، استدلال می نمود که پیش از انقلاب اسلامی و در حکومت شاهنشاهی مردم ایران عقب مانده از کاروان علم و دانش و فرهنگ به اینترنت ، موبایل و تلویزیون ماهواره ای دسترسی نداشتند اما به برکت انقلاب اسلامی اکنون از موبایل و اینترنت و تلویزیون ماهواره ای بهره مندند."!!!!!!!!!!!!!!!!

در بررسی تاریخ گذشته ایل بویراحمد و عشایر کهگیلویه و بویراحمد و عملکرد بزرگان آن دوران و خوانین و کدخدایان ایل بزرگ بویراحمد ،می بایست شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی و ... آن روزگار جامعه ایران و جامعه بین الملل را در نظر گرفت.شرایط و رویدادهایی چون حاکمیت نه چندان متمرکز و مستقل حکومت های مرکزی و استقرار و موجودیت نظامات ارباب و رعیتی در مناطق مختلف ایران و استان ها و ایلات همجوار با ایل بویراحمد و استان کهگیلویه و بویراحمد که سابقا استان و ایالتی مستقل نبوده و عمدتا تحت حاکمیت اداری و سیاسی ایالات دیگر بوده است.

هولوکاست انگلیسی و قحطی بزرگ سال های 1917 – 1919 میلادی ، وقوع جنگ جهانی و اثرات همزمان و پس از آن ، دست اندازی و هجومات برخی ایلات همجوار به ایل بویراحمد ، فساد ، ضعف، نالایقی و بی آرمانی و ظلم هیات های حاکمه دولتها و حکومتهای مرکزی، انقلاب سفید شاه و تاثیر آن بر هویت و ماهیت و موجودیت ایلات و عشایر ، رواج فقر و فساد و بیماری و مشکلات عدیده اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه ایرانی و بخصوص ایلات و عشایر که عمدتا از حقوق اولیه انسانی خود محروم بودند و در شرایط ناعادلانه ای قرار گرفته بودند.عملکرد و برخورد کارگزاران حکومت مرکزی، مانند بخشدارای ها ،فرمانداری ها ، استانداری ها و ژاندارمری در مناطق عشایری.شرایط عمومی علم و دانش و نهادهای آموزشی و پرورشی و عملکرد نهادهای مختاف اجتماعی چون مذهب ، آموزش و پرورش ، اقتصاد ، فرهنگ ، سیاست و ... ، شرایط خاص ایل بویراحمد و عشایر کهگیلویه و بویراحمد.

اینها تنها بخشی از عوامل اثرگذار در شرایط آن دوران و عملکرد بزرگان و خوانین و کدخدایان ایل بویراحمد در روزگاران گذشته تاریخ میباشد که طی چند نوشتار به بررسی هر رویداد و چگونگی و ژرفای اثرگذاری آن خواهم پرداخت.

در جامعه عشایری ساختار ایل به شکلی که کوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده ها تشکیل عشیره و دودمان و طایفه و تجمیع آنان ایل را بعنوان واحد بزرگتر از خانواده و کوچکتر از قوم بوجود می آورد به گونه ای بوده که از بین مردمان ایل ، فردی از خانواده ای اصیل که خود نیز به نیرومندی ، زکاوت و توانایی مدیریت ،دلاوری و شرافت و ... شهره بوده و به سبب وابستگی به دودمان و عشیره ای بزرگتر و ریشه دارتر از پشتیبانی و حمایت اکثر خانواده ها و دودمان هاو طوایف ایل برخوردار بوده ریاست ایل "ایلخانی" را برعهده داشته است.خان از طریق کدخدایان و کلانترها بر بخش های مختلف ایل و سرزمین های سکونت ایل حاکمیت داشته است.جهت تامین امنیت عشایر و مردمان ایل وجود نیروهای نطامی و مسلح "تفنگچی" تحت فرماندهی خان و کدخدا ضروری بوده و هزینه های این نیروی نظامی و اداره سایر امور مربوط به ایل نیاز به مساعدت مردمان وابسته به یک ایل و ساکن در سرزمین های آن بعنوان مالیات و تحت عنوان "حق اربابی" یا "سهم اربابی" داشته است.همان چیزی که امروزه نیز دولت ها و حکومت های مدرن جهت اداره امور سیاسی، فرهنگی ، نظامی و اداری تحت عنوان مالیات از مردم یک جامعه می ستانند. و هم در جامعه عشایری و ایلی و نظام ارباب و رعیتی سابق و هم در جوامع مترقی و جدید پرداخت مالیات اجباری است.

برخی افراد به این سهم اربابی اعتراض دارند و دریافت این سهم از سوی خوانین و کدخدایان آن روزگار را ظلم و ستم می نامند.

این سهم در آن دوران درصد زیادی را شامل نمیشده است و اصولا همه صرف تهیه و تجهیز و اداره قشون ایل متشکل از نیروهای تفنگ دار خود ایل و نیز اداره جامعه ایلی میشده است.بارها و بارها ایل بویراحمد و سرزمین های سکونت آن "کهگیلویه و بویراحمد امروزی" مورد هجوم و تجاوز و غارت اشرار و یا ایلات و عشایر همجوار قرار گرفته است.بارها و بارها خوانین و کدخدایان ایل بویراحمد نبرد و جنگ هایی حق طلبانه و ظلم ستیز با حکومت های وقت داشته اند.و این نیروهای نظامی و تفنگچی ایل تحت فرماندهی خان و کدخدا بوده اند که با رشادت و جانفشانی از هویت و شرف و ناموس و مال و داراییهای مردم ایل حمایت و پاسداری کرده اند.

هیچ یک از خوانین و کدخدایان ایل بویراحمد هرگز کاخ و عمارت بزرگ و کاخ مانندی نداشته اند.هرگز سرمایه گذاری و ثروت اندوزی بیرون از مرزهای ایل نداشته اند.سهم اربابی تماما صرف تجهیز و آماده سازی قشون تفنگچیان محافظ و پاسدار ایل و مرزهای آن و محافظت از مال و ناموس خانواده ها و طوایف ایل و نیز هزینه های اداره سیاسی و اجتماعی جامعه عشایری ایل می شده است.از دیگر سو این سهم عمدتا از آن بخش از زمین های کشاورزی متعلق به شخص خان و کدخدا و یا خانواده و طایفه ایشان که به کشاورزان فاقد زمین ، جهت امرار معاش کشاورز و خانواده اش ، اجاره داده میشد، دریافت می گردید.ساخت تاسیسات عمومی چون باغ تفریحی ، حمام عمومی و ... نیز از محل های هزینه این سهم اربابی بوده است.لازم به ذکر است بخشی نیز می بایست به کارگزاران دولت و حکومت مرکزی بعنوان مالیات ایل پرداخت میشد.هزینه های پاسداری و محافظت ایل و طوایف و خانواده های وابسته به آن در زمان کوچ نیز از جمله مخارجی بوده که به واسطه سهم اربابی تامین میشده است.اداره خانواده تفنگچیان کشته شده ایل در نبردها و جنگ های دفاعی و نیز کمک و مساعت مالی به خانواده ها و طوایف نیازمند ایل علی الخصوص در دوران خشکسالی و قحطی ، تامین غذا و اسکان و ایاب و ذهاب گروههایی چون معلمان و پرستاران ، مروجان کشاورزی و یا نظامیان از مرکز ارسال شده هم بخشی دیگر از هزینه های تشکیلاتی ایل بوده که توسط خان و یا کدخدا از محل همین سهم اربابی تامین میشده است.

از آنجا که خانه خان و کدخدا محل فرماندهی و اداره طایفه و ایل بوده و رفت و آمد فراوان و میهماندار بسیار از مردمان ایل تا کارگزاران و صاحب منصبان حکومتی و مردمان و عشایر و بزرگان ایلات و طوایف دیگر را شامل می شده که این خود هزینه فراوانی داشته که برعهده خان و کدخدا بوده و بخشی از محل درآمد سهم اربابی تامین میشده است.

در تاریخ کهگیلویه و بویراحمد هیچ موردی از ثروت اندوزی و زندگی اشرافی و کاخ نشینی توسط خوانین و کدخدایان وجود نداشته است.مقدار و میزان سهم اربابی مشخص و معین بوده و برخلاف دنیای مترقی امروز افزایش سالیانه نیز نداشته است.

دریافت سهم اربابی علی الخصوص از زمین های اجاره ای یا "سهم کاری" خان و کدخدا به مثابه مالیات، لازمه اداره سیاسی ، اجتماعی، نظامی ایل در آن دوران بوده است.

امروزه نیز در جوامع پیشرفته دوران ما ، علی رغم ضرورت دریافت مالیات توسط سیستم های حکومتی جهت اداره جامعه ، برخی افراد هستند که بی توجه به منافع اجتماع و علیرغم برخورداری از منافع خدمات عمومی دولت ها از پرداخت مالیات سرباز میزنند و آن را اجحاف میدانند.آن روزگاران نیز مسلم افراد معدودی بوده اند که علیرغم برخورداری از خدماتی چون حمایت نظامی قشون ایل از تعرضات به خود و خانواده و طایفه از سوی اشرار و یا ایلات و طوایف دیگر و یا برخورداری از سایر خدمات سیستم حاکم جامعه عشایری و ایلی ، منفعت طلبانه و زیاده خواهانه از پرداخت سهم اربابی فرار کرده و آن را ظلم و ستم میدانسته اند.بگذریم از اینکه اصولا اغلب می بایست تنها اجاره بهاء زمین و یا درصد "سهم کاری" شرط شده فی مابین را می پرداخته اند.